شهادت حضرت علی (ع)
در این مقاله، ابتدا به نبردهای سهگانه حضرت در طول خلافتش میپردازیم. سپس زندگی شماری از یاران ایشان را بازخوانی میکنیم و در پایان، به برخی شاعران میپردازیم که درباره ایشان شعر سرودهاند.
پیام تسلیت
گریه بر چشمها سنگینی میکند و هُرم سینه، لبها را میسوزاند. بغض پشت در پشت در فرصت گریستن صف کشیده است. چراغ گریه بر افروخته شده و شعله شعله، در دل زبانه میکشد. هقهق گریه، شانهها را میلرزاند. دیگر دل به دنبال واژهها نمیگردد. اشک، بیبهانه سرازیر میشود.
امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریهاش را ندیده بود. پدری دلسوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصههای همه را بر جان خود هموار میکرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.
شناخت ناکثین، قاسطین و مارقین
اقدامات حضرت علی علیهالسلام در کنار گذاشتن حاکمان و عاملان ناشایست و انجام اصلاحات فراگیر، سبب شد که جاهطلبان، امید به سازش نبندند. نخست، کسانی همچون طلحه و زبیر، بیعت خود را با امام شکستند و به تدارک نیرو برای جنگ با امام پرداختند و جنگ جمل آغاز شد. این گروه در تاریخ اسلام به ناکثین مشهورند. از دیگر سو، معاویه که به حکم امام از حکومت شام عزل شده بود، به بهانه خونخواهی خلیفه سوم و با تحریک مردم شام، جنگ صفین را به راه انداخت. همچنین در جریان صفین در مسئله پذیرش حکمیت از سوی امام، گروهی مقدسمآب به مخالفت با حضرت برخاستند و جنگ نهروان را پدید آوردند. بدین ترتیب، سه جنگ داخلی با ناکثین، قاسطین و مارقین بر امام علی علیهالسلام تحمیل شد.
پیشبینی پیامبر صلیاللهعلیهوآله
پیامبر خدا، جنگ امام علی علیهالسلام را با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین، پیشبینی و او را از این حوادث آگاه کرده بود. در برخی از این روایات، حضرت، دشمنان و خروج کنندگان بر علی علیهالسلام را گروه ستمگر، معرفی و بر حقانیت علی علیهالسلام تأکید کرده است. در روایتی از ایشان آمده است: «ای علی! به زودی گروه ستمگر با تو میجنگد، در حالی که تو بر حق هستی. پس هر کس در آن روز تو را یاری نکند، از من نیست».
در برخی از این روایات نیز پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله به صراحت از این سه گروه نام میبرد که در آینده با علی علیهالسلام خواهند جنگید. روزی پیامبر خدا به خانه ام سلمه آمد. در آن حال علی علیهالسلام نیز وارد شد. حضرت به امسلمه فرمود: «ای امسلمه! به خدا سوگند، علی، کشنده قاسطین، ناکثین و مارقین است».
نبرد با ناکثین
واژه ناکثین به معنای پیمانشکنان است و نکث؛ یعنی پیمانشکنی. از آنجا که طلحه و زبیر، دو تن از برپا کنندگان جنگ جمل، بیعت خود را با امیرمؤمنان علی علیهالسلام شکستند و به توطئه بر ضد حکومت آن حضرت پرداختند، این جنگ به فتنه ناکثین یا پیمانشکنان شهرت یافت.
رویارویی با ناکثین
نبرد با پیمانشکنان از این جهت رخ داد که طلحه و زبیر که با امام علی علیهالسلام بیعت کرده بودند، تقاضای فرمانروایی بصره و کوفه را داشتند، ولی امام با درخواست آنان موافقت نکرد. آنها سرانجام مخفیانه مدینه را به قصد مکه ترک کردند و در آنجا با استفاده از بیتالمال غارت شده از سوی امویان، ارتشی تشکیل دادند و رهسپار بصره شدند و آنجا را تصرف کردند. امام علی علیهالسلام پس از ترک مدینه، در نزدیکی بصره با آنان نبرد شدیدی داشت که در این پیکار، سپاهیان حضرت پیروز شدند. این نبرد در تاریخ به جنگ جمل مشهور است.
به طور کلی، عواملی همچون نقش فعال بنیامیه در تحریک پیمانشکنان، روش عادلانه امام علی علیهالسلام در تقسیم بیتالمال، رد درخواست طلحه و زبیر در به دست گرفتن مسئولیتهای کلیدی به دلیل شایسته نبودن آنها را میتوان از انگیزههای فتنهانگیزی پیمانشکنان دانست.
آثار نامبارک جنگ جمل
جنگ جمل به دلیل کشته شدن تعداد فراوانی از مسلمانان و از همه مهمتر دادن فرصت به معاویه برای تدارک نیروهای خود به منظور رو به رو شدن با امام علی علیهالسلام ، آسیبهای جبرانناپذیری بر اسلام وارد آورد.
این جنگ سبب شد معاویه و دیگران برای مخالفت با حضرت گستاخ شوند و از جنگافروزی برای تضعیف مشروعیت حکومت علوی بهرهبرداری کنند. بر اثر فتنه امویان، جنگ صفین روی داد و از درون آن فتنه خوارج پدید آمد که به شهادت امام، پدید آمدن انحرافهای تاریخی و به قدرت رسیدن خلفای اموی و عباسی انجامید.
شناخت قاسطین
قسط به معنای عدل است، ولی قاسط کسی است که مخالف عدل و ستمگر باشد. قرآن کریم از ستمگرانی که مخالف قسط و عدل هستند، به قاسطون یاد کرده و دوزخ را به آنان وعده داده است. بنابراین، گروهی از دشمنان امام علی علیهالسلام که با ستمگری در برابر حکومت عادلانه ایشان ایستادند و قصد براندازی آن را داشتند، از نمونههای روشن قاسطین به شمار میآیند. قاسطین، معاویه و یاران او هستند که از سرسختترین دشمنان آن حضرت بودند و برای براندازی حکومت علوی، جنگ صفین را به راه انداختند.
رویایی با قاسطین
زمانی که امیرمؤمنان علی علیهالسلام به خلافت رسید، فرمان عزل معاویه را از حکومت شام صادر کرد. معاویه چون از مدتها قبل، مقدمات خلافت را برای خود در شام تهیه دیده بود، از این فرمان سر باز زد. در نتیجه این اختلاف، سپاه عراق و شام در سرزمینی به نام صفین به نبرد پرداختند. از آنجا که پیروزی سپاه امام علی علیهالسلام حتمی بود، معاویه با نیرنگ خاصی، در میان سربازان حضرت اختلاف و شورش پدید آورد. پس از اصرار فراوان یاران امام علی علیهالسلام ، حضرت ناچار به حکمیت ابوموسی اشعری و عمرو عاص تن داد که آنان درباره مصالح اسلام اعلام نظر کنند.
پس از فرارسیدن موعد حکمیت، عمرو عاص، ابوموسی را فریب داد. بعد از این ماجرا، تعدادی از مسلمانان که پیشتر با حضرت همراه بودند، بر ضدّ ایشان خروج کردند و از امام به دلیل پذیرش حکمیتی که خود بر ایشان تحمیل کرده بودند، انتقاد کردند.
پیآمدهای جنگ صفین
جنگ صفین، پیآمدهای تلخی در جامعه اسلامی بر جای گذاشت. در این جنگ، حدود 70 تا 110 هزار نفر از مسلمانان، از جمله برخی از بزرگان اصحاب پیامبر مانند عمار یاسر و اویس قرنی کشته شدند. پس از جریان حکمیت، گروهی به نام خوارج یا مارقین پیدا شدند که قبول حکمیت را مساوی با کفر میدانستند. این در حالی بود که خود آنان، امام را به پذیرش حکمیت مجبور کرده بودند. این گروه از سپاه امام علی علیهالسلام جدا شدند و همواره برای حضرت مشکل میآفریدند و زمانی که به مبارزه مسلحانه پرداختند، حضرت با آنان به مقابله برخاست و جنگ نهروان پیش آمد.
مارقین کیستند؟
مارقین، همان خوارج بودند که امام علی علیهالسلام در نهروان با آنان جنگید. در حدیثی آمده است که گروهی قرآن میخوانند، ولی در فهم دین، چنان به خطا میروند که تیر از کمان.
هر چند ظهور آشکار خوارج در جنگ صفین و پس از ماجرای حکمیت بود، حقیقت این است که در جنگ جمل و زمانی که با موضع علی علیهالسلام در برابر اسیران و غنیمتها روبهرو شدند، شک و تردید در دل آنان افتاده بود. حتی میتوان گفت زمانی تردید در آنان رخنه کرد که علی علیهالسلام به خلافت رسید و به مساوات رفتار کرد و کسی را بر دیگری برتری نداد.
ستیز با مارقین
مارقین، امام علی علیهالسلام را به پذیرش حکمیت وادار کردند، ولی پس از چند روز از کار خود پشیمان شدند و خواستار نقض عهد از طرف امام گردیدند، ولی علی علیهالسلام کسی نبود که پیمان خود را بشکند و نقض عهد کند. به همین دلیل، آنان در برابر امیرمؤمنان علی علیهالسلام صفآرایی کردند و در نهروان با ایشان، جنگیدند.
امام علی علیهالسلام ، پرچم امان را به دست ابوایوب انصاری داد. او فریاد میزد: «هر کس از شما به این پرچم پناه آورد، در امان است. البته اگر مرتکب قتل نشده و آزاری به مسلمانان نرسانده باشد. بدانید که ما را نیازی به ریختن خون شما نیست.» بیشتر خوارج که تا آن زمان دوازده هزار نفر بودند، پراکنده شدند و فقط چهار هزار نفر از آنها در برابر حضرت باقی ماندند.
زندگی برخی از یاران امام علی علیهالسلام
قنبر
قنبر، غلام خاص امیرمؤمنان علی علیهالسلام در سفر و حضر در خدمت ایشان و آماده اجرای هر فرمانی بود. از امام صادق علیهالسلام روایت شده است: «قنبرِ غلام، آن حضرت را سخت دوست داشت، به طوری که هرگاه امام از خانه بیرون میرفت، بدون آنکه حضرت متوجه شود، با شمشیر دنبال او حرکت میکرد. شبی، حضرت علی علیهالسلام ، او را دید و پرسید: قنبر برای چه آمدهای؟ گفت: آمدهام مراقب شما باشم. امام فرمود: میخواهی مرا از اهل آسمان حفظ کنی یا از اهل زمین؟ قنبر گفت: از اهل زمین. امام فرمود: اهل زمین بدون اراده و خواست خداوند نمیتوانند کاری انجام دهند، برگرد».
امام علی علیهالسلام در مواقع ضروری و حساس، قنبر را میطلبید و او را برای کاری مهم مأمور میکرد. در برخی منابع آمده است که ایشان در شعری فرمود: «هر گاه که کاری سخت و دوستنداشتنی پیش میآید، آتشم را میافروزم و قنبر را فرامیخوانم».
میثم تمار
میثم تمار، از یاران وفادار پیشوای نخستین بود. حضرت او را بسیار دوست میداشت. میثم در بازار کوفه، خرمافروش بود و امام علی علیهالسلام با وجود آنکه عهدهدار منصب خلافت بود، به دکان میثم میرفت و به جای او خرما میفروخت و او را به دنبال انجام کاری میفرستاد.
روزی حضرت به میثم فرمود: «بعد از من تو را دار میزنند و با حربهای مجروح میکنند. روز سوم از بینی و دهانت خون جاری و محاسنت از آن رنگین میشود. منتظر آن خضاب باش. ... شما ده نفر هستید که دارتان میزنند و چوبه دار تو از همه کوتاهتر و به زمین نزدیکتر است. بیا تا آن نخل که تو را برآن دار میزنند، به تو نشان دهم.» آنگاه حضرت آن نخل را به میثم نشان داد.
میثم گاه در پای آن نخل نماز میگزارد و میگفت: «مبارک باد ای نخل! من برای تو آفریده شدهام و تو هم برای من رشد کردهای».
کمیل بن زیاد نخعی
کمیل بن زیاد نخعی از مردم یمن و از یاران خاص و رازدار علی علیهالسلام بود. امیرمؤمنان علی علیهالسلام اسرار خود را به کمیل میگفت و او نیز تحمل شنیدن و حفظ آنها را داشت. او مردی شجاع و سلحشور و زاهدی عابد بود. کمیل را یکی از هشت عابد معروف کوفه شمردهاند.
شیخ عباس قمی در مفاتیحالجنان درباره دعای کمیل مینویسد: «دعای کمیل بن زیاد، از ادعیه معروف است و علامه مجلسی فرموده که از بهترین دعاهاست و آن دعای خضر است. حضرت امیرمؤمنان علی علیهالسلام آن را تعلیم کمیل ـ که از خواص اصحاب آن حضرت است ـ فرمود».
عَمروبن حَمِق خُزاعی
عَمرو بن حَمق، از یاران خاص و فدایی امام علی علیهالسلام بود. مقام والای عَمرو تا آنجاست که گفتهاند عمرو بن حمق برای امیرمؤمنان علی علیهالسلام به منزله سلمان برای پیامبر بود. از آنجا که عمرو اعتقاد راسخی به حقانیت آن حضرت داشت، بعد از واقعه صلح معاویه و امام حسن علیهالسلام مورد تعقیب قرار گرفت.
معاویه پس از شهادت امام علی علیهالسلام به جستوجوی شیعیان او از جمله عمرو بن حمق پرداخت. چون عمرو متواری شده بود، معاویه همسر او را دستگیر و دو سال در زندان دمشق زندانی کرد. پس از مدتی، فردی، عمرو را به شهادت رساند و سرش را برای معاویه فرستاد. گفتهاند آن، نخستین سری بود که در اسلام بر نیزه زدند و در شهرها گردانیدند.
سیمای امام علی علیهالسلام در شعر شاعران
فردوسی
حکیم ابوالقاسم فردوسی در دیباچه شاهنامه، به ذکر مراتب اخلاص خود به پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و امیر بیان علی علیهالسلام میپردازد و میگوید:
| منم بنده اهل بیت نبی | ستاینده خاک پای نبی |
| حکیم این جهان را چو دریا نهاد | برانگیخته موج از او تندباد |
| چو هفتاد کشتی بر او ساخته | همه بادبانها برافروخته |
| یکی پهن کشتی بسان عروس | بیاراسته همچو چشم خروس |
| محمد بدو اندرون با علی | همان اهل بیت نبی و ولی... |
| اگر چشم داری به دیگر سرای | به نزد نبی و علی گیر جای |
| گرت زین بد آید، گناه من است | چنین است و این دین و راه من است |
استاد طوس، افزون بر آن، در شاهنامه، پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و یارانش را میستاید، ولی از میان یاران، تنها نام علی علیهالسلام را ذکر میکند. او در آغاز سلطنت شاپور و پایان فرمانروایی اردشیر میگوید:
| جز او را مخوان کردگار جهان | شناسنده آشکار و نهان |
| از او بر روان محمد درود | به یارانش بر هر یکی برفزود |
| سر انجمن بد ز یاران علی | که خوانند او را علیّ ولی |
| همه پاک بودند و پرهیزگار | سخنهایشان بر گذشت از زمان |
سعدی
سعدی شیرازی اگرچه آشکارا در اشعار خود نامی از حضرت علی علیهالسلام نبرده، ولی مضمونهای ناب سخنان آن حضرت، در همه جای شعر او تجلی یافته است. امیرمؤمنان در خطبه 24 میفرماید: «پس بندگان خدا! از خدا بپرهیزید و از خدا هم به سوی خدا بگریزید» و سعدی چنین میسراید:
| پیش دگری نمیتوان رفت | از تو به تو آمدم به زنهار |
حضرت در نامه 31 چنین میفرماید:«هر جوینده روزی نیابد و هر آهسته رو، محروم نماند.» سعدی با نگاهی به همین مضمون مینویسد:«صیاد بیروزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بیاجل در خشک نمیرد».
امام علی علیهالسلام در نامه 53 میفرماید:« خشم خود را فرو خور و به وقت توانایی در گذر» و در گلستان چنین میخوانیم:
| بر بنده مگیر چشم بسیار | جورش مکن و دلش میازار |
ناصر خسرو قبادیانی
در زبان فارسی، نخستین شاعری که شعر را در خدمت اخلاق و در راستای اندیشههای مکتبی قرار داد، ناصر خسرو بود. در سراسر دیوان او، در وصف معشوق و حتی دلبستگیهای عادی زندگی سخنی به میان نیامده است و هر چه هست، سخن از عقل و اعتقاد و حقیقتنگری است.
در دیوان او بیت:
| خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیا | نه اندر وحدتش کثرت نه مُحدَث زین همه تنها |
با این حدیث امام علی علیهالسلام :«با هر چیزی هست ولی همنشین و یار آن نیست و مغایر با همه چیز است، ولی نه اینکه از آن جدا و ناآشنا باشد. چیزی از حیطه قدرت و آگاهی او بیرون نیست» درباره خداوند متعالی مطابقت دارد.
حضرت علی علیهالسلام در نکوهش آرزوهای طولانی میفرماید:«ای مردم! ترسناکترین چیزی که بر شما میترسم دو چیز است: یکی هواپرستی و آن دیگری آرزوهای طولانی، ولی پیروی از هوای نفس، آدمی را از حق باز میدارد.» ناصر خسرو نیز میگوید:
| این آرزو ای خواجه اژدهایی است | بدخو که ازین بتر اژدها نیست |
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری، مدینه فاضله امام علی علیهالسلام را که بر پایه دادگستری و تقوا بنا شده است و همه چیز آن بر محور قرآن و سنت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میگردد، مورد توجه قرار میدهد و میگوید: «آن مردی که فقرش بوی اسداللهی داشته باشد، به مراتب از دارا و اسکندر بهتر است».
اقبال از درگاه خداوند متعالی میخواهد که مسلمانان از سیرت حضرت علی علیهالسلام بهرهمند شوند: «خداوندا! دلها را مرکز مهر و وفا کن و با حریم کبریایی خود آشنا ساز .کسی که او را نان جوین دادی، قوّت بازوی حیدر هم به وی ارزانی دار.
| بده او را جوان پاکبازی | سرورش از شراب خانهسازی |
| قوی بازوی او مانند حیدر | دل او از دو گیتی بینیازی |
| گلستانی ز خاک من برانگیز | نم چشمم به خون لالهآمیز |
| اگر شایان نِیَم تیغ علی را | نگاهی ده چو شمشیر علی تیز» |
فرصت جوانی
یکی از عوامل مهم موفقیت، بهرهبرداری درست از شرایط و فرصتهای مناسب است و جوانی، یکی از اساسیترین این فرصتها به شمار میرود. بر این اساس، پیشوایان دین بر بهرهبرداری درست از فرصت جوانی تأکید کردهاند.
امام علی علیهالسلام در این باره میفرماید:« پیش از آنکه فرصت از دست رود و مایه اندوهت شود، آن را غنیمت شمار.» سعدی نیز با الهام از سخن آن بزرگوار میگوید:
| جوانا!ره طاعت امروز گیر | که فردا جوانی نیاید ز پیر |
| قضا روزگاری ز من در ربود | که هر روزش از پی شب قدر بود |
| من آن روز را قدر نشناختم | بدانستم اکنون که در باختم |
آن حضرت درباره کسانی که از نعمت جوانی بهره کافی نبردهاند، میفرماید: « آنها در ایام سلامت بدن، سرمایهای فراهم نکردند و در اولین فرصتها درس عبرتی نگرفتند. آیا کسی که جوان است، جز پیری، آیندهای را انتظار دارد».